شيخ حسين انصاريان

39

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

41 - المتكبّر وجود مقدّسى كه عظمت و بزرگى شأن اوست و كلّ موجودات در پيشگاه بزرگيش باطل و هيچند . او در مقابل ذات يگانه‌اش همه چيز را حقير و كوچك مىبيند ، كبريائى و عظمت را جز براى خود نمىداند . نظرش به عباد و موجودات نظر مالك به مملوك ، سلطان به رعيّت ، زنده به مرده ، بزرگ به كوچك است ، و اين گونه نظر وقف حريم كبريايى اوست و كسى را نسزد كه به چيزى چون او نظر بيندازد . كسى كه همه چيز را در باطن و اعتقادش نسبت به حضرت او حقير و كوچك شمارد و حتّى به دنيا و آخرت نظر استقلالى نداشته باشد و از جز او نظر بپوشد از حقيقت اين اسم نصيب و حظ برده است . 42 - السيّد آقا و بزرگى كه اطاعتش بر همگان واجب است ، چنان كه از اطاعت و بندگيش سرپيچى كنند به راه هلاكت افتاده و به سعادت دنيا و آخرت خود لطمه زده‌اند . در زمينهء معناى سيّد روايتى به مضمون زير در كتاب « توحيد » صدوق آمده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : عَلِىٌّ سَيِّدُ الْعَرَبِ ، فَقالَتْ عايِشةُ : يا رَسولَ اللّهِ ! ألَسْتَ سَيِّدَ الْعَرَبِ ؟ فَقالَ : أنَا سَيِّدُ وُلْدِ آدَمَ و عَلِىٌّ سَيِّدُ الْعَرَبِ ، فَقالَتْ : يا رَسُولَ اللّهِ ! و ما السَّيِّدُ ؟ قال : مَنِ افْتُرِضَتْ طاعَتُهُ كَمَا افْتُرِضَتْ طاعَتى . « 1 »

--> ( 1 ) - التوحيد : 207 ، باب 29 ؛ بحار الأنوار : 4 / 198 ، باب 3 ؛ كنز العمال : 11 / 619 ، حديث 33007 .